عزیزترینم تو ذره ذره رشد میکنی و بزرگ میشوی و من تند تند کیف میکنمانگار همین دیروز بود خاطره زیبای میلادت را نثارم کردی و حالا تو داری کم کم سه ماهه میشویگاهی دلم میگیرد از زود بزرگ شدنت.نمیدانم انگار خیلی کارها هست که باید برای داشتنت انجام دهم و همیشه نگران آنها هستم.این روزها تقریبا تمام وقتم را با تو می گذرانم.تو آرامی و دوست داشتنی و کاملا متفاوتی با ترسی که دیگران از داشتنت برایم ساخته بودند. شبها با ما می خوابیروزها با خنده ها و صداهای هیجان انگیزی که از خودت در می آوری انرژی میدهی و ظهر دوباره در کنارم آرام میگیریتو بهتر از همه تصورات منیو من پر از هراس برای تربیت توهمیشه حس کمال گرایانه و
ایده آل گرای من مانع از لذت بردن از حال شده است. و اکنون در مورد تو نیز این چنینم.دخترم باید بهترین باشد و تفسیر این بهترین بزرگترین دغدغه های این روزهای من است.پ.ن: آوای من دو ماه و 23 روز دارد جریان پنهان...
ما را در سایت جریان پنهان دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 1:19